...

dobare delam tang shode barat - dobare mikham barat harf bezanam - kash

bodi alan mididi ke daram az dorit mesle chi gerye mikonam - vase inke kesi

to otagham nayad sandalio gozashtam poshte dar - lebasam khis shod az

bas gerye kardam - are midonam ke moghaser bodamo behet ghol dadam

ke dg on eshtebaho tekrar nakonam - ama harchi ke barat tozih midam fekr

mikoni daram bahone miyaram - ama bekhoda bahane nist - daram az dorit

mimiram - age to bashi hale man khobe - ama vaghti nisti hes mikonam ke

tanhaye tanha shodam - hamishe behem migan ke age tanhaye tanha beshi

bazam yekio dari - khoda - ama fekr konam khoda ham dare mano tanha

mizare kam kam - chon midone moghaseram mikhad tanbiham kone - ama

toro khoda yebar dg - yebar dg behem forsat bede - nazar ke tanha

bemonam - chon vaghti yadam miyad baham dg che rozaye khobo khoshi

dashtim - bekhatare ham dge che kara ke nakardim ... doset daram ...

behem fekr kon ... 

...

http://static1.cloob.com//public/user_data/album_photo/1477/4430097-b.jpg

...

دلت را خانه ما کن، مصفا کردنش با من
به ما درد دل افشا کن، مداوا کردنش با من
اگر گم کرده ای ای دل کلید استجابت را
بیا یک لحظه با ما باش، پیدا کردنش با من
بیفشان قطره اشکی، که من هستم خریدارش
بیاور قطره ای اخلاص، دریا کردنش با من
اگر درها به رویت بسته شد، دل بر مکن از ما
در خانه دق الباب کن، وا کردنش با من
به من گو حاجت خود را، اجابت می کنم، آری
طلب کن آنچه می خواهی، مهیا کردنش با من
بیا قبل از وقوع مرگ، روشن کن حسابت را
بیاور نیک و بد را، جمع و منها کردنش با من
چو خوردی روزی امروز ما را، شکر نعمت کن
غم فردا مخور، تامین فردا کردنش با من
به قرآن، آیه رحمت فراوان است، ای انسان
بخوان این آیه را، تفسیر و معنا کردنش با من
اگر عمری گنه کردی، مشو نومید از رحمت
تو نام توبه را بنویس، امضا کردنش با من

...

دوست دارم تا اخرین باقیمانده ی جانم تو را عاشق  كنم

زندگی من در زلالی چشمان تو خلاصه شده

زندگی من در نفس های بازدم تو جاری شده

 زندگی من در همین از تو نوشتن ها وسعت یافته

نفس كشیدن من تنها با یاد اوری زنده بودن تو امكان پذیر است

همین كه گاه نگاه چشمان پر از عشق یا سردی تو را میبینم برایم كافی است و قانع

كننده است كه زندگی زیباست

اگر روزی از دیار من سفر كنی با چشمانی نابینا شده از گریستن در نبودت جای

قدمهایت را بر روی سنگفرش خیابان گل باران میكنم

...

چه زیباست بخاطر تو زیستن

وبرای تو ماندن بپای تو مردن وبه عشق تو سوختن؛

وچه تلخ وغم انگیز است، دور از توبودن، برای تو گریستن؛

و به عشق و دنیای تو نرسیدن؛ ایکاش می دانستی بدون تو،

مرگ گواراترین زندگیست؛ بدون تو وبه دور ازدستهای مهربانت،

زندگی چه تلخ وناشکیباست. ایکاش می دانستی مرز خواستن کجاست،

وایکاش میدیدی قلبی راکه فقط

...

http://static1.cloob.com//public/user_data/album_photo/1490/4468650-b.jpg

...

دیگه تصمیم خودمو گرفتم.دیگه بهت کاری ندارم.دیگه از هیچ چی خبری نیست .توجه هم بهت نمی کنم.اخه ناز کشیدن هم حد و حدودی داره.دیگه ناز تو رو نمی کشم . هر کاری دوست داری بکن. من بیدی نیستم که با این بادا بلرزم.حالا خود دانی.

باور کنید مهمون به این پروئی ندیدم .سرشو انداخته پایین و بدون اجازه تشریف آورده ،حالا هم نمی ره .همین طور اطراق کرده .واقعا نوبره.

ببخشیدا،یه وقت سوء تفاهم نشه.من با شخص خواسی نبودم.لطفا کسی به خودش نگیره.منظور بنده این روده درازم هست که چند سالی ساز مخالف می زنه. هر چی هم بیشتر بهش توجه می کنم،بیشتر مریض می شه .این چند ماه اخیر هم نازش بیشتر شده و هر بلائی هم که سرش میارم بازم خوب بشو نیست.منم تصمیم گرفتم که دیگه کاری به کار مبارکش نداشته باشم.مگه من نامه فدایت شوم فرستاده بودم که بیاد؟خودش اومده،خودش هم باید بارو بندیلشو جمع کنه و بره. خودش خوب منو می شناسه.چون ۴ ساله دارم باهاش کنار میام.اما دیگه کنار اومدن در کار نیست.یا رومی روم یا زنگی زنگ.یا این طرفی ،یا اون طرفی.

...

مرده‌شور اين زندگي رو ببرن. اينه‌ها هم ديگه طاقت ديدن قيافه‌م رو ندارن. توي اينه كه نگاه مي‌كنم از خودم بدم مياد. آينه‌ها هم لجبازي مي‌كنن. نمي‌شكنن! انگار همه محكومم كردن به زجر كشيدن.

كي تموم مي‌شه؟ كي بودن تو براي من تموم مي‌شه كه همه‌ش عذابه؟

قراره من كي بفهمم كه تو اوني كه مي‌گي نيستي؟ مي‌دونم. خوب مي‌دونم كه نيستي. واي! خداي من!

دارم ديوونه مي‌شم. هميشه جواب سادگي، خيانته؟ هميشه جواب يكرنگي، دو رويي؟

اخه چرا؟ چرا اين كار ها رو مي‌كني؟ مگه من چه كردم در حق تو كه اين حق رو به خودت مي‌دي كه با من مثل يه احمق رفتار كني؟

خيانت؟ تو؟ باورم نمي‌شه. چرا باورم مي‌شه. بار اول و دومت نيست. اين شده كارت!

نمي‌دونم بايد نفرينت كنم يا دعا. فقط اي كاش كه نباشي! كاش خودت اروم و بي سروصدا بري. نمي‌دونم اين بار قراره چه‌جوري رفع و رجوعش كني. هرچي كه باشه ديگه اين بار فايده نداره. اينقدر دروغ گفتي كه باور كردنشون سخته!

فقط اروم و بي حرف؛ نباش!!!! كه اينجور بودنت از صدتا نبودن بدتره!

...

تو انتخاب كرده بودي! خودت خواستي. من مجبورت نكردم. من به هيچ كاري مجبورت نكردم. هيچ وقت ازت كاري رو نخواستم كه نمي‌تونستي انجامش بدي. تو خودت قبول كردي. خودت انتخاب كردي.

چي شد اون غصه‌هات بابت دوري و سنگ‌هاي تو راهمون؟ همين بود؟ همه‌ش همين بود؟ تو احمقي؟ شايد. من هم احمقم؟ حتماً.

اين دو سه روزه تمام اين 5سال رو لحظه به لحظه جلوي چشمام مرور كردم. آره، همه‌شو. توقع كع نداري هنوزم بهت بگم عزيز دوست داشتني، كپل مهربون، يا هرچيز ديگه كه با تمام عشقم بهت مي‌گفتم؟ چرا توقع داري! تو هميشه از من توقع داري. مي‌دونم اگه حرفامو بهت بگم با چه قيافه‌ي حق به جانبي تو صورتم نگاه مي‌كني و مي‌گي: خوب؟

خوب؟ خوب هيچي! هنوز هم نمي‌دونم چرا با تمام اين كارايي كه مي‌كني، باز موندم. واي! دارم ديوونه مي‌شم.  همه چي انگار داره بهم دهن كجي‌مي كنه. از در و ديوار اتاق بگير تا قفل در كه داره حرصم رو درمياره. بهش لگد مي‌كوبم ولي فايده نداره. گير كرده!

از همه‌چي، از تمام دنيا و آدماش متنفرم. از ته دل متنفرم. دلم مي‌خواد هيچ كدومشون نباشن. اشكام هم دارن لجبازي مي‌كنن. بغض دارم. دارم خفه مي‌شم، ولي اشك نمي‌ريزم. نه، اشك نمي‌ريزم. بايد يه كاري بكنم. ولي چه‌كار؟ كلافه‌ام! قاطي كردم. از دستت تو و كارات خسته شدم. از دروغايي كه مي‌گي و من دليل‌شون رو نمي‌فهمم خسته شدم. از اينكه هركاري رو به هر بهونه‌اي انجام مي‌دي خسته شدم. ولي آخه تو كي چيزي از اين خستگي من مي‌فهمي؟

...

چرا دست از سرم بر نمي داري؟چرا اين قدر اذيت مي كنی؟آخه از جون من چي مي خواي؟بيچارم كردي.بس نيست؟ديگه بايد چي كار كنم برات؟هر كاري كه گفتن كردم.هر چي كه ديگران گفتن گوش دادم.هر كسي با هر تجربه اي بهم پيشنهاد كرد، انجام دادم.خسته شدم از دستت. دیگه نمی خوامت .ازت سیر شدم.روزی صد بار به خودم می گم،بندازش دور،اما بازم نمی دونم چرا این کارو نمی کنم.از همه چی انداختیم.از تفریح،از شاد بودن،از تحرک،از فعالیت،از شادابی سابقم،حتی از حس .... همه می گن تو ی خودتی.فقط مقصر توئی.نه کس دیگری.اخه با چه زبونی بگم که دست از سرم برداری و بزاری راحت زندگیمو بکنم.مگه من به تو کاری دارم؟همیشه احترام بهت گذاشتم.بهترینها رو برای تو خواستم،که مبادا یه وقت اذیت بشی.کلی مراقبت بودم و حواسم بهت بوده،اما تو چی ؟عوض اینکه قدر این زحمتهای منو بدونی،بیشتر درد سر درست کردی برام.می دونی چند سالِ که دارم تحملت می کنم؟دست به دامن همه شدم.از امامان و پیامبر گرفته تا خودِ خدا.